رودکی فروغ قیصر سهراب شاملو ... مجمع شاعران دیوانه در پس پلک های خسته ی نخوابیده ام !

خرید بک لینک
با صدهزار مردم تنهایی بی صدهزار مردم تنهایی...

با من حرف بزن

من از نهایت شب حرف میزنم

دلم گرفته است . من کیستم در کنار این جماعت ؟

آه که چه قدر دلم گرفته .....

باید امشب بروم

تا سحر نشده به قطاری برسم که نورش سیاهی شب را روشن میکند . باید بارم را ببیندم. کوله پشتی انباشته از خاطرات گنگ ... مثل تصور ضربه ی قاشق چایی خوری بر لیوان .

باید بروم و بگذارم باد ملایم شب گونه ام را سرخ کند ، موهایم را شانه بزند و اشک بر چشمانم جمع کند.

و چه دیرینه شبی باشد امشب.

وقتی صوت قطار باشد و من باشم و سنگینی بار سفر .

چه باک از گذشتن و نرسیدن؟

کفش هایم کو ؟

و آن زمان است که میفهمی من برای همیشه رفته ام و تو زیر لب میخوانی

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطارِ رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام !

آه باید امشب بروم

کفش هایم کو ؟

Fat old sun in sky is fall...

ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 0:59

صفحه بندی