حرکت مداد و تنش برای شکل دهی یک اثر هنری ...
لازمش شهوته !
تمرینات طاقت فرسا برای کشیدن دست یا هیکل بدن یا شاید هم دیدن بیش از حد عضلات . و لبخندشون !
از قسمت رون ها تا کف پاش سایه های کم رنگ و پررنگ . مشخص بود و کشیدمش.
سر سینه هاش و قوس لب هاش ... هرچه بادا باد و اونوقت کنار انحنای گردنش متوقف شدم و بیشتر لمسش کردم و بیشتر بهش توجه کردم.
نگاهش کن !
آروم تر ...
مداد و بیشتر حرکت دادم
آروم ...
کمررنگ ...
پلکای برجسته اش که تو گودی فرورفته ... مژه های بلندش که مثل چتره و موهاش ... بلندن و مشکی ...
کشیدمش ... خیلی زیبا شده بود ...
بغلش کردم و زیر گوشش آروم گفتم :
یک چیزی هم که یاد گردفتم تو مطالعاتم و خودم اصلا بلد نیستم اینه که :آدمهای بزرگ از درد هاشون برای خلق و ایجاد آثارشون استفاده میکنند و آدمهای کوچیک فقط رنج میکشن خودم آدم کوچکی بودم اما میدونم تو از من توانا تری
خندید
رفتم
موند با مدادی که تو دستش بود .
پ ن :
و در انتهای جاده ایستادم و منتظرم
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:20 توسط فروزان |
Fat old sun in sky is fall...
ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 5:27